• تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : متن

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ بابک جهانبخش صداى عشق

امشب آپ موزیک ♫ برای شما کاربران ترانه زیبای صداى عشق از بابک جهانبخش ♫ با متن و دو کیفیت 320 , 128

شعر : مهرزاد امیرخانی / تنظیم کننده : معین راهبر

Exclusive Song: Babak Jahanbakhsh – “Sedaye Eshgh” With Text And Direct Links In UpMusic

142523955321068411ce17b7d1e2ccd99 دانلود آهنگ بابک جهانبخش صداى عشق

متن آهنگ صداى عشق بابک جهانبخش

♪♪♫♫♪♪♯
صدایه قلبت تپش قلبم صدایه عشقه یکیه با هم
ما دو تا آدم با دو تا اسمیم ماها یه روحیم تو دو تا جسمیم
کسی نیست مثه تو هنوز که بتونه بشه یه روز همه دنیام♪♪♫♫♪♪♯
هنوزم عاشقه توام تو که میدونی چی بگم تو رو میخوام , تو رو میخوام
دوست دارم دوباره مثه اون روزا بازم عاشق شیم عزیزم
دوست دارم بدونی وقتی نیستی حاله من خرابه و مریضم
دوست دارم یه لحظه بشینی تو رو به روم من آرزومه باشی♪♪♫♫♪♪♯
غمگینه دله من خیلی سخته کم میاره اون که پا به پا شی , مگه میتونی جدا شی
مثه یه ساحل تو یه غروبی من اگه بد شم همیشه خوبی
هوایه بارون رو تن قایق منو تو تنها منو تو عاشق♪♪♫♫♪♪♯
به تو نزدیکمو تو دور دوتامون خسته ی غرور , پره دردیم
نذار عادی شه عاشقیم

♪♪♫♫♪♪♯ شعر : مهرزاد امیرخانی ♪♪♫♫♪♪♯
تویه آتیشه عاشقی چرا سردیم , چرا سردیم
دوست دارم دوباره مثه اون روزا بازم عاشق شیم عزیزم
دوست دارم بدونی وقتی نیستی حاله من خرابه و مریضم♪♪♫♫♪♪♯
دوست دارم یه لحظه بشینی تو رو به روم من آرزومه باشی
غمگینه دله من خیلی سخته کم میاره اون که پا به پا شی , مگه میتونی جدا شی
دوست دارم دوباره مثه اون روزا بازم عاشق شیم عزیزم
دوست دارم بدونی وقتی نیستی حاله من خرابه و مریضم♪♪♫♫♪♪♯
دوست دارم یه لحظه بشینی تو رو به روم من آرزومه باشی
غمگینه دله من خیلی سخته کم میاره اون که پا به پا شی , مگه میتونی جدا شی

♪♪♫♫♪♪♯

بابک جهانبخش صداى عشق

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ بابک جهانبخش صداى عشق

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : متن

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی قدم بزن

هم اکنون برای شما کاربران عزیز آپ موزیک ترانه بسیار زیبای قدم بزن از سامان جلیلی را آماده شده است

Exclusive Song: Saman Jalili – “Ghadam Bezan” With Text And Direct Links In UpMusic

Saman Jalili Ghadam Bezan دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی قدم بزن

متن آهنگ قدم بزن سامان جلیلی

♪♪♫♫♪♪♯

قدم بزن
گذشته ها گذشته دوره کن
تمام زندگیمو دیوونگیمو♪♪♫♫♪♪♯
هی سادگیمو

♪♪ آخرین آهنگ سامان جلیلی ♪♪
بیا برای آخرین دفعه تو ساحل های نمناک
بدون مقصد هی راه بریمو♪♪♫♫♪♪♯
قسم به هرچی تو میپرستی

♪♪♫♫♪♪♯

سامان جلیلی قدم بزن

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی قدم بزن

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : متن

مرگ پژمان جمشیدی در اثر سقوط هواپیما حقیقت دارد؟

هم اکنون در مجله خبری فارسی ها با گزارش شایعه مرگ پژمان جمشیدی در اثر سقوط هواپیما در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

مرگ پژمان جمشیدی در اثر سقوط هواپیما حقیقت دارد؟ مرگ پژمان جمشیدی در اثر سقوط هواپیما حقیقت دارد؟

مرگ پژمان جمشیدی در اثر سقوط هواپیما

پس از انتشار یک کلیپ از سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما شایعات درباره مرگ این ورزشکار و هنرمند کشورمان بالا گرفت .

پژمان جمشیدی سوار بر هواپیما بود و بدون توجه به توصیه های دوستش شروع به حرکت کرد .

پس از اینکه هواپیمای پژمان جمشیدی دور شد در آسمان چرخی زد و کم کم از دید خارج شد .

دوست پژمان هم که از همان ابتدا به پرواز او با هواپیما معترض بود پس از دیدن آن صحنه فریاد زد یاابالفضل ..

امیدواریم اتفاق بدی برای پژمان جمشیدی نیفتاده باشد .

اخبار تکمیلی در سایت قرا می گیرد .

اخبار و کلیپ سقوط پژمان جمشیدی را در مطلب زیر بخوانید :

سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما

نوشته مرگ پژمان جمشیدی در اثر سقوط هواپیما حقیقت دارد؟ اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : متن

سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما بصورت کامل

همینک در مجله آنلاین فارسی ها فیلم و گزارش سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما فوتبالیست و بازیگر سینما و تلویزیون ایران را بصورت کامل آماده کرده ایم .

سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما بصورت کامل سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما بصورت کامل

سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما

چندی پیش کلیپی از پژمان جمشیدی در فضای مجازی و اینستاگرام منتشر شد که پژمان جمشیدی در حال پرواز با یک هواپیماست .

او پس از اینکه کم کم دور می شود در هوا یک چرخی می خورد سپس در پشت درختان محو می شود .

به نظر می رسد که پژمان جمشیدی سقوط کرده است .

دوستش که از صحنه فیلم می گیرد فریاد میزند یا ابالفضل ..

در ادامه شما را به دیدن کلیپ سقوط پژمان جمشیدی دعوت می کنیم .

سقوط پژمان جمشیدی

نوشته سقوط پژمان جمشیدی با هواپیما بصورت کامل اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : متن

دانلود رمان رسوایی از مهسا موحد کامل

همینک در مجله آنلاین فارسی ها با دانلود رمان رسوایی از مهسا موحد کامل در خدمت شما کاربران عزیز و گرامی هستیم .

دانلود رمان رسوایی از مهسا موحد کامل دانلود رمان رسوایی از مهسا موحد کامل

دانلود رمان رسوایی از مهسا موحد

رمان رسوایی یکی از پرطرفدارترین و بهترین رمان های حال حاضر به قلم مهسا موحد می باشد .

پس درخواست های بسیار زیاد دوستان تصمیم گرفتیم این رمان زیبا و خواندنی را برای دانلود در سایت قرار دهیم .

امیداریم دوست داشته باشید و مورد استقبال شما عزیزان قرار بگیرد .

خلاصه رمان رسوایی

بعضی وقت ها بخشیدن و فراموش کردن بهتر از هر چیز دیگه ای است .

از جایی به بعد فقط آینده مهم است و برای ساختن آن باید تلاش کنی و گذشته را کلا کنار بگذاری .

زندگی پر از فراز و نشیب ها و سختی هاست .

همه ما سختی می کشیم ، زمین می خوریم اما بلند میشویم همه این است به تلاش خود ادامه دهیم .

بالاخره همه درد کشیدن ها تمام می شوند .

وقتی که در خوشبختی غرق شوی دیگر درد کشیدن ها را به یاد نمی آوری .

سعی کن در زندگی دنبال چیزی بروی که خیلی دوستش داری .

با رو به رو شدن با سختی ها شخصیت آدم شکل می گیرد و ساخته می شود .

دانلود رمان رسوایی PDF

پیشنهاد می کنیم رمان زیر را در فارسی ها بخوانید و لذت ببرید .

دانلود رمان ستیا

نوشته دانلود رمان رسوایی از مهسا موحد کامل اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : ورزش

به گزارش پارکور ورزشینیوز، 

دور آخر مرحله گروهی لیگ قهرمانان فوتبال اروپا از فرداشب با انجام مسابقات گروه‌های A تا D آغاز می‌شود.

*گروهA

در این گروه منچستریونایتد میزبان زسکا مسکو روسیه است و بنفیکا پرتغال با بازل سوئیس دیدار می‌کند.

این گروه هنوز تکلیف تیم‌های صعودکرده‌اش را نمی‌داند.هر چند که منچستریونایتد با ۱۲ امتیاز صدرنشین است و بازل و زسکا با ۹ امتیاز و تفاضل گل متفاوت در رده‌های دوم و سوم قرار دارند.

در این حال بنفیکا نیز تیم بدون گل گروه محسوب می‌شود.

با انجام مسابقات فرداشب،‌۲ تیم به مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان و تیم سوم به لیگ اروپا راه می‌یابند.

*گروه B

در این گروه اندرلخت بلژیک به بازی خارج از خانه با سلتیک اسکاتلند وارد می‌شود اما در مونیخ، بایرن پذیرای سن‌ژرمن است.

مصافی که چهر‌‌ه‌ تیم‌های اول و دوم گروه را برای مرحله بعد لیگ قهرمانان معرفی می‌کند.البته برای مونیخی‌ها جنبه انتقامی هم دارد. زیرا شاگردان یوپ هاینکس امیدوارند بتوانند انتقام باخت ۳ برصفر بازی رفت و زمان حضور کارلو آنچلوتی را بگیرند.

در این گروه سن‌ژرمن با ۱۵ امتیاز نسبت به بایرن ۱۲ امتیازی البته شرایط بهتری برای اول‌شدن در گروه دارد.

سلتیک با ۳ امتیاز و اندرلخت بدون امتیاز در رده‌های سوم و چهارم حضور دارند.

*گروه C

در گروه سوم چلسی انگلیس پذیرای اتلتیکومادرید خواهد شد و آ.اس رم میزبان قره‌باغ جمهوری آذربایجان است.

در این گروه چلسی(۱۰ امتیاز) خیال خود را از نظر صعود راحت کرده و فقط نمی‌داند تیم اول گروه است یا دوم!

در این میان رم و اتلتیکو با ۸ و ۶ امتیاز چشم به بازی روز آخر دارند تا سهمیه دیگر را برای ورود به مرحله حذفی بگیرند.

قره‌باغ نیز با ۲ امتیاز چهارم است.

*گروه D

در این گروه بارسلونا در نیوکمپ منتظر دوئل با اسپورتینگ پرتغال است.همچنین المپیایکوس در ورزشگاه خانگی‌اش یوونتوس آلگری را پیش رو دارد.

در این گروه بارسلونا با ۱۱ امتیاز به مرحله بعد صعود کرده اما یووه و اسپورتینگ به ترتیب با ۸ و ۷ امتیاز رقابت فشرده‌ای دارند.

المپیایکوس نیز با یک امتیاز در رده چهارم است.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : متن

دانلود رمان ستیا محمد یوسفی به صورت کامل

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها با دانلود رمان ستیا محمد یوسفی به صورت کامل در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

دانلود رمان ستیا محمد یوسفی به صورت کامل دانلود رمان ستیا محمد یوسفی به صورت کامل

دانلود رمان ستیا محمد یوسفی

رمان ستیا یک رمان عاشقانه درباره یک دختر دلخسته و درد و دل های او می باشد .

در ادامه شما عزیزان را به خواندن این رمان خواندنی دعوت می کنیم .

رمان ستیا زندگی دختری را روایت می کند که به دام کینه های قدیمی مردی درمانده گرفتار می شود .

مردی که روزگار روی خوبی به او نشان نداده است و قصد بازگرداندن گذشته را دارد .

او یک تصمیم مهم در زندگی اش گرفته است که درست یا غلط بودن آن اصلا مهم نیست .

این رمان طرفداران بسیار زیادی دارد و همه از خواندن آن لذت می برند .

در ادامه قسمتی از رمان ستیا را برای شما عزیزان آماده کرده ایم .

رمان ستیا

نوازش دستم روی نرده‌ سفید یاخته یاخته‌ هر بند انگشتم را منجمد کرد .

تنه‌ محکمی خوردم و دو پله آخر را به پایین پرت شدم . یکی از خدمه درمیان انبوه جمعیت گم شد و مجالی برای اعتراض به من نداد .

کلافه از ولوله ای که در جسم های اطرافم به تکاپو افتاده بود و لحظه ای آرام نداشت ، سری تکان دادم و ابرو‌هایم مثل ابرهای آسمان در هم گره خورد .

خورشید آرام آرام سیاهی را به شهر هدیه می کرد و می رفت تا فردایی دیگر ، فردایی که عمق تفاوتش با امروزم ، مَثَل عرش به فرش بود .

روی میز خم شدم و دستم را روی گلبرگِ مخملیِ رز کشیدم ، حس طراوت زیر پوستم دوید

. شاخه ای را برداشتم و خنکیِ لطیفش بینی ام را نوازش کرد .

نفس عمیقی کشیدم و حسی دور از تمام دغدغه‌ها ، در این شبِ سردِ پاییزی روحم را به گرمای بهار برد .

دور میز چرخیدم و روی هر میز همان حس تکرار شده را یافتم ، همان سه شاخه گل رز که در بستر گلدانِ نقره‌ای خوابیده بود .

نور‌ سرخابیِ چراغ چشمم را زد ، ولی مگر می شد از رقص نور در لابه لای برگ‌های نیمه خشکیده‌ درختان چشم پوشید ؟

لامپ های ریسه ای میان درختانِ زرد برای خودشان جشنی به پا کرده بودند و هیجان را در کالبدم ، همانند پایکوبی نورشان مابین درختان می رقصاندند .

لبه‌ حوضِ بزرگ نشستم و اجازه دادم سردیِ سنگی اش، لرزی به تنم بنشاند .

سردرگمی و سرسامِ این جمعیتِ عجیب و همیشه عجول دیوانه کننده بود حتی برای منِ آرام .

به مش قربان که از درختِ سیب بالا کشیده بود زل زدم اندکی تعجب با نگاهم آمیخته شد .

سیم های برق را به هم وصل و زیر لب غرغر می کرد .

هنوز آه و ناله آن روزش در گوشم می پیچید .

دانلود رمان ستیا

کمرش درد می‌کرد و عمارت را به روی سرش گذاشته بود .

شاخه‌ نیمه خشکیده ای را تکان داد ، سیبی سرخ کنده شد و پر سر و صدا در عمق آبِ حوض فرو رفت و نگاهم به ‌همراهش .

چند قطره‌ی سرد به روی لباسم پاشید و روی بدنم نشست .

سیب به آنی بالا آمد و روی آب شناور ماند .

دستانم را به دور بازوهایم حلقه کردم و رعشه‌ تنم را خریدار شدم .

هوا داشت سر می شد و ابرهای دلگیرِ آسمانِ خاکستری نوید توفان می دادند ، توفانی که بی شک سهمگین و رعب انگیز بود .

باد موج می انداخت بر شفافی آبِ حوض و برگ های باریک و کشیده‌ بیدِ مجنون را با خود می کشید .

همانند قایق های کوچکی، به‌ دنبال خود ردی به‌ جای می گذشتند ردِ نازکی که محو شدنش به‌ ثانیه نمی کشید .

سر برداشتم و نگاه دریده ام را با کلافگی به هلهله‌ اطرافم دوختم . هیچ‌کس آرام و قرار نداشت ، هر کسی مشغول کاری بود .

اضطراب و تشویش در چهره‌ی‌ همه بی‌داد می‌کرد؛ مشخص بود که هراس دارند از خراب کردن مراسم و تنبیه شدن .

پوزخندم این روزها بی‌اختیار بود، دیگر جزیی از لاینفک عاداتم شده بود. حق داشتند، باید هم بترسند .

جشن عروسی وارث خانواده بود و هر گونه خراب کاری عاقبتِ بدی داشت .

وارثی که فقط در ظاهر نامِ برادرم را یدک می‌کشید، برادری که به‌خونم تشنه بود؛ برادری که برادری نکرد برایم .

آهِ سینه سوزم را رها کردم؛ با این افکار فقط خود را عذاب می‌دادم و بس. نگاهم برگشت روی حوضی‌ که سایه‌ی شب رویش سنگینی می‌کرد و شفافیش، فروغی نداشت .

برگ های بلند و نیمه زرد، حصار شده و قاب گرفته بودند ، طرحی که از انعکاسِ موهای لختِ دختری روی آبش می‌درخشید .

موهای زیبا و بلندی که تا گودی کمرش می‌رسید؛ موهایی که با ظلمت شب عجین شده و همچون سیاهیِ بی پایانِ آسمان مجذوب کننده بود .

سیبِ سرخ روی‌ آب غلت خورد و به آرامی، درست روی انعکاس صورتم ایستاد؛ طرحی از لبخند بر لبم جای گرفت .

گاز بزرگی به سیب زدم و به موج دایره‌هایی که بر اثر برداشتنش در آب ایجاد شده بود خیره شدم .

دایره‌ها بزرگ و بزرگ تر و به آنی محو شدند. طعم شیرینش را مَزه مَزه چشیدم .

صدای بم و مردانه‌ پدرم با لغزش دست‌های گروه ارکستر بر آلات موسیقی همراه و در نظرم زیباترین هارمون موسیقی جهان شد .

– ستیا، دخترم ؟

سرم را برگرداندم. چهره‌ی پر سطوت پدر در فاصله چند متری تن هر کسی را می‌لرزاند، ولی من، تک دختر عبدالله خان بزرگ و محبوب دلش بودم .

– اینجام خان بابا، پشتِ سرتون .

به‌عقب برگشت؛ چشمانِ سیاهش بعد از اندکی کنکاش در نگاهم قفل شد. لبخندِ شیرینی که فقط مختص من بود بر لبش جای گرفت .

سیبِ نیمهِ خورده را زمین گذاشتم و دستم را به لبه‌ی حوض گرفتم‌، بلند شدم و جلو رفتم .

– معلامه کجایی تو دختر؟ ملیحه همه‌جا رو زیر و رو کرده دنبالت .

خاکِ نشسته روی دستم را تکاندم و به رقص غبارش در هوا خیره شدم .

– همین‌جا تو حیاط. خواستم کمی هوا بخورم .

مردی جعبه‌ چوبی به دست ، به‌سمت حوض رفت .

رمان ستیا

– تو این‌ شلوغی موندن خوبیت نداره واسه تو. برو اون دختر رو بیشتر از‌ این معطلِ خودت نکن .

روی پنجه‌ی‌ پا ایستادم و ب*و*سه ای بر صورت چین خورده‌اش نشاندم .

دست گرمش که روی موهایم نشست، پلک بستم و غرقِ لذت شدم از مهرش .

– چشم‌ خان‌بابا .

مرد جعبه‌ی پرِ سیب‌ را به آب ریخت، سرخ‌ترین‌شان بیرون افتاد و غلت خورد به سمتم. خم شدم و برش داشتم. دستی‌رویش کشیدم و تمیزش کردم .

– فکر کنم امشب بارون می باره

نگاهش را به آسمانِ سیاه دوخت .

– نه ‌عزیزکرده، این گره‌ای که من می بینم به این راحتی باز بشو نیست .

سیب را به سمتش گرفتم با لبخند ب*و*سه ای بر سرخی اش نشاند و صدای قاچ کردنش در گوشم پیچید .

برای‌ بار هزارم شیفته‌ی نگاهش شدم و با چشمکی خبیثانه پاسخ دادم. خندید، آرام و مردانه. کسانی که نزدیک‌مان بودند، نگاهش کردند، نگاهی سرشار از بهت و ناباوری .

لبخندم تلخ شد، تلخ تر از آشفتگی دلِ پدرم. تلخ تر از دلِ چرکین و لبریز از نفرت برادرم. مرگ مادرم خنده را از لب‌‌های پدر ربود و رشته‌ی عشقِ برادرم را درید .

گلویش را صاف کرد و نگاهش کردم، نگاهی گنگ و غرقِ در گذشته‌ی تلخ، اخمی ابرو های پیوندی‌اش را به‌هم گره زده بود .

ولی من که می‌دانستم این اخم، مصلحتی بیش نیست، با لبخندی از کنارش گذشتم .

واردِ راهرو شدم و نگاهم را به تصویرِ هزار تکه‌ام در مثلث‌های نامنظم آینه دوختم؛ طرحی از لبخند برلبم جای گرفت، طرحی که بارها و بارها شکسته شد تا سامان گرفت‌ و روی‌هزاران ‌آینه لب زد‌ .

باد چرخید و پرده‌ی سفیدِ حریر در کناره‌های تنم رقصید و روی بدنم غلتید. بی‌سروصدا وارد اتاقم شدم. ملیحه سر از پنجره‌ بیرون برده بود و زیر لب غرغر می‌کرد .

– معلوم نیست کجا غیبش زده ، آخر من رو دق میده این دختر .

روی صندلی نشستم و به تن‌ِ ریز‌ نقشش خیره شدم. بشکنی زدم و صدایش طنین انداخت. از جایش پرید و دست روی قلبش گذاشت .

آرام آرام و مردد به عقب برگشت و مردمک نگاهش با دیدنم لرزید .

– وای‌خانم کجا بودین شما، کل عمارت رو دنبالتون گشتم، کم‌کم داشتم نگرانتون می‌شدم .

دست‌ به‌سینه شدم و ریز خندیدم .

– دست ‌پیش می‌گیری پس نیفتی ملیحه .

چشمانش گرد شد و نگاهش لغزید .

– أ..إ…چ…چی…چیزه…م…م…داش..داشتم .

طاقتم طاق شد و قهقهه‌ام بلند .

– بیا برس به کارت .

لب برچید و جلو آمد .

– چشم خانوم‌جان .

پلک بستم و سرم را به پشتی صندلی تکیه دادم .

دانلود رمان ستیا

– زیاد تو چشم نباشم ملیحه .

سیمای‌خوشش، آمیخته ‌با شرم و خجالت به‌دلم نشست .

– چشم جانِ‌دل .

خستگی کوله‌بار شد و پشت پلک‌هایم نشست. طولی نکشید تسلیمِ خواب شدم؛ آخرین خواب آرامی که‌ با جان و دلم لمس کردم و لذت بردم. خوابی شیرین و دلنشین، اما کوتاه .

با نوازش دستی لطیف ‌روی‌موهایم، چشمانم را باز کردم و به چهره‌ی دخترانه‌ی ملیحه لبخند زدم .

– خستگی ‌از سر و روتون می‌بارید، گذاشتم کمی بخوابین .

لبخندم پر مهر تر شد و بی‌جواب نماند .

– ممنون ملیحه‌جون .

نگاهش را به آینه دوخت .

– اگه راضی هستین رفع زحمت کنم خانوم .

سرم را برگرداندم و نگاهِ خسته‌ام را به‌برق آینه دوختم. موهایم روی شانه‌ام به طرز خاصی بافته شده بود؛ پوستِ سفیدم، سفید تر جلوه می‌کرد. سرخی لبم با سفیدی صورت و سیاهی موهایم تناقضی خیره کننده داشت. ذوق زده گفتم .

– عالیه، دستت درد نکنه .

سرم را به سمتش گرفتم؛ این دختر با این که چند سالی بزرگ‌تر از من بود، با کوچک‌ترین تعریف رنگ عوض می‌کرد و سرخ و سفید می‌شد .

– ممنون جانِ‌دلم. وقتی خواب بودین، عبدالله‌خان گفتن سریع‌تر برین سراغ مجلسِ زنونه .

با لبخندِ گرمی که جاخوش کرده بود روی صورتم‌، سری‌تکان دادم و بیرون رفت .

دانلود رمان دوران عقد از مهشاد لسانی

نوشته دانلود رمان ستیا محمد یوسفی به صورت کامل اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : ورزش

رقابت های گرنداسلم توکیو در حالی به پایان رسید که هر سه نماینده ایران با ضربه فنی زیر ۲ دقیقه شکست را پذیرفتند و دست خالی به کشور باز خواهند گشت.

به گزارش پایگاه خبری رزم آور ، آخرین مرحله رقابت‌های جودو گرند اسلم در سال ۲۰۱۷ از روز شنبه ۱۱ آذر ماه به مدت ۲ روز به میزبانی توکیو ژاپن برگزارشد و تیم ملی جودو ایران این بار بدون سعید ملایی و با ترکیب ۳ ورزشکار در این پیکار ها روی تاتامی رفت اما دست خالی بازگشت و باز هم تنها حاصل این سفر برای ملی پوشان، عکس های یادگاری در اینستاگرام بود!

قاسم نوری زاده، محمد محمدی بریمانلو و جواد محجوب، نمایندگان جودو ایران بودند و سعید ملایی باوجود اینکه قبل از رقابت های هلند آسیب دیده بود و روی تاتامی روتردام هم رفته و به مدال برنز رسیده بود در مسابقات توکیو همراه ملی پوشان نرفت و برخی شنیده ها حاکی از آن است که علت اعزام نشدن او همان مسئله آسیب دیدگی گذشته است!

نرفتن ملایی باعث شد که ایران از همان تک مدال برنز هم بی نصیب بماند، از سوی دیگر محجوب که در هلند بعد از ۱۵ ماه دوری از تاتامی شروع خوبی را با کسب یک مدال برنز داشت در این مسابقات از گرفتن مدال ناکام ماند.

قاسم نوری زاده در اولین مسابقه ضربه فنی شد

در نخستین روز از رقابت‌های توکیو قاسم نوری زاده به عنوان اولین نماینده ایران در وزن ۶۶کیلوگرم به میدان رفت. وی پس از استراحت در دور نخست به مصاف نماینده کشور ژاپن رفت و تنها یک دقیقه و ۲۱ ثانیه روی تاتامی دوام آورد و با ضربه فنی مقابل حریف خود شکست خورد.

در جدول این وزن ۳۵ جودوکار حضور داشتند.

بریمانلو هم با ضربه فنی حذف شد

محمد محمدی بریمانلو نماینده وزن منهای ۷۳ کیلوگرم ایران که در رقابت های گرنداسلم هلند به دلیل مشکل روادید از سفر همراه هم تیمی هایش جا مانده بود، در گام نخست مسابقات ژاپن جودوکاری از رومانی را شکست داد.

وی در دور دوم در مدت ۲ دقیقه و ۴۷ ثانیه مقابل رقیبی از کانادا با ضربه فنی باخت را پذیرفت و او نیز از گردونه مسابقات حذف شد.

در جدول وزن منهای ۷۳ کیلوگرم ۴۶ جودوکار حضور داشتند.

ناکامی محجوب در تاتامی توکیو

جواد محجوب آخرین نماینده جودو ایران بود که در وزن ۱۰۰+ کیلوگرم در اولین دیدار در گروه A مقابل «ماریکا کریتورو» از رومانی قرار گرفت اما او هم همچون سایر هم تیمی هایش با ضربه فنی مغلوب شد.
وی تنها یک دقیقه و ۵۴ ثانیه روی تاتامی دوام آورد و از دور رقابتها حذف شد.
در مسابقات گرنداسلم توکیو ۴۱۷ جودوکار از ۱۶کشور حضور داشتند که هر سه نمایند کشورمان با ضربه فنی از دور رقابت ها حذف شدند.

سرنوشت نامعلوم رشنونژاد

محمد رشنونژاد پای ثابت اعزام های تیم ملی جودو بعد از رقابت های گرنداسلم هلند به ایران بازنگشت و هیچ کس از سرنوشت این جودوکار اطلاع دقیقی ندارد، فدراسیون نشینان هم به نظر می رسد از وی قطع امید کرده اند!

نکته جالب توجه اینجا است که پس از گم شدن رشنونژاد عکس هایی از ملی‌پوشان در شبکه های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد برخی از جودوکاران سابق که در حال حاضر پناهنده کشورهای دیگر هستند به هتل محل اقامت ملی پوشان رفت و آمد دارند و گویا کسی از این موضوع احساس خطر نکرده است.

انتهای پیام

به اشتراک بگذارید

Let’s block ads! (Why?)

Powered by WPeMatico

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : متن

انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا و خواندنی

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا ، جالب و خواندنی را برای شما کاربران گرامی آماده کرده ایم .

در ادامه این مطلب برای شما عزیزان نمونه ای از انشای خواندنی سرگذشت یک رود را آماده کرده ایم .

می توانید از متن آن ایده گرفته و یا جملات آن را تغییر دهید .

امیدواریم مورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد .

انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا و خواندنی انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا و خواندنی

انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا

از کجا شروع شد ؟ چطور شد که من الان اینجا هستم ؟

اولین چیزی که در خاطرم هست این است که من از ابتدا اینجا بوده ام . حتما می پرسید چرا ؟

زیرا من قبلا و از همان ابتدا یک رود نبوده ام .

عده ای معتقدند که آب دریاها به مرور بخار می شوند و به آسمان می روند ،

سپس ابرها را تشکیل داده و دوباره به صورت باران به زمین برمی گردند .

برخی دیگر می گویند یخ ها و یخچال های طبیعی از بالای کوه ها شروع به ذوب شدن کرده و رودها از دل کوه ها جاری می شوند .

بعضی دیگر نیز می گویند رودها از دریاچه ها و دریاها جدا شده و به مسیر نامعلوم خود ادامه می دهند .

من خودم هم نمی دانم که آیا اینها درستند یا غلط !؟

فقط می دانم رود هستم ، زنده ام ، جاری ام و زندگی می بخشم .

شاید دلیل و نحوه به وجود آمدنم را ندانم اما هدفم را می دانم و به سمت آن در حال حرکت هستم .

من یک رود هستم و همیشه باید در حال حرکت و جنب و جوش باشم .

نباید هیچوقت بایستم و ثابت بمانم چون طبیعت من این نبوده و نیست .

من باید همیشه در حال جنبش و تکاپو و حرکت به سمت جلو باشم ، محصولات کشاورزان را آبیاری کنم ، به آدم ها زندگی ببخشم و …

در این مسیر مشکلات بسیاری برایم به وجود می آید اما هیچکدام از آنها مهم نیست .

من به مسیر و هدفم فکر می کنم .

تنها چیزی که به آن اهمیت می دهم و برایم مهم است ، هدفم است نه چیز دیگر !

گاهی در میان مسیر کودکان را می بینم که بازی می کنند ، من هم با آب پاشیدن به صورت و دست و پایشان با آنها بازی می کنم .

آدم ها با دیدن من ، خوشحال می شوند و درمی یابند زندگی همچان جریان دارد .

بعضی آدم های دیگر نیز زباله هایشان را در من ریزند و مرا ناراحت می کنند .

سرگذشت یک رود

نوشته انشا سرگذشت یک رود بسیار زیبا و خواندنی اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۳ام آذر ۱۳۹۶
  • موضوع : ورزش

به گزارش پارکور ورزشینیوز، 

استقلال خوزستان در چارچوب دیداری از هفته پانزدهم لیگ برتر میزبان صنعت نفت آبادان است.جونیور مارینی که در بازی مقابل سپاهان از ناحیه بینی دچار مصدومیت شد در دیدار مقابل صنعت نفت غایب است و نمی‌تواند تیمش را همراهی کند.

ابوالفضل اعلایی دیگر مصدوم استقلال خوزستان است که وضعیت این بازیکن برای بازی با صنعت نفت معلوم نیست. شرایط او برای این بازی به صورت ۵۰-۵۰ است و در پایان تمرین امروز وضعیت او مشخص خواهد شد.

همچنین یونس دلفی مهاجم استقلال خوزستان هم به دلیل محرومیت در این مسابقه غایب است.

صفحه 20 از 656
»...10 قبلی 16171819202122232425 بعدی 304050...«